رفتن همیشه اختیاری نیست ، آدم یه جاهایی رو مجبوره
همیشه میگن اگر شخصی تو زندگیتون دارید که لبخند به لبتون میاره نذارید بره ، اگر شخصی تو زندگیتون دارید که طاقت دیدن غمتون رو نداره نذارید بره ، اگر کسی هست که به حرفات تمام و کمال گوش میده و حرفات رو نشنیده نمیخواد برات نسخه بپیچه نذارید بره ، کسی که جلوش خودت هستی و نمیخواد عوضت کنه رو نذارید بره ، کسی که از لبخندش آرامش می گیری رو نذار بره ...خلاصه همه اینا اگر کسی باعث میشه تو زندگیت آرامش داشته باشی و کلی صفات مثبت درش جمع شده نذار بره ... همچین گاهی این حرف رو با محکمی و با دلیل و استدلال میگیم که انگار همیشه موندن اختیاری هست ، انگار همیشه ما هستیم که حکم می کنیم که کی بره و کی نره ...انگار این ما هستیم که تصمیم می گیریم که کی باشه کی نباشه...اما ، اما ای کاش اینجوری بود و میشد نذاری که کسی بره اما حیف که گاهی موندن اختیاری نیست و به قول رضا یزدانی رفتن همیشه اختیاری نیست ، آدم یه جاهایی رو مجبوره ...