در انتظار روزای خوب برای کشورم ...
روزای خوبی نیست واسه مملکتم...همون جوری که روزای خوبی واسه خودم نیست...روزایی که اعدام در ملاء عام راهی واسه ترسوندن جامعه فرورفته در ترس هست...روزای که اشاعه خشونت طلبی های بی حد و حصر با پخش اخبار زورگیری و قتل وسرقت و ... راهی واسه سرگرم کردن مردم عزیز کشورم شده...روزایی که چند ماه بعدش قراره بازم یه انتخابات باشه و بازم میریم که داشته باشیم آغاز یک وعده وعید درست و حسابی واسه شروع یک بازی سیاسی دیگه...این روزها بد سر مردم کشورم گرم شده...اونقدری که خبر بالارفتن قیمت حامل های سوخت دیگه جز خبرای سوخته حساب میشه ، خبر بالا رفتن نرخ یارانه ها سببی واسه شادی عوام شده...نمیدونم به کجا داریم میریم ولی دلم می سوزه..دلم واسه خودم و قشر همسن و سالم می سوزه که قربانی جنگ قدرت داریم میشیم و تاوان تمام اشتباهات دیگران رو یک جا ما میدیم...امروز خبر ملی شدن صنعت فیلترنت هم به گوش رسید اونم در یوم الله 22 بهمن ماه!!!! اجرای فاز نهایی ایترنت ملی...در جایی که طبق مقررات جهانی ترافیک باید رایگان باشه و اما ماهانه همه ما کلی ترافیک اضافه خریداری می کنیم...جایی که دانشجوهای لیسانس خودشون رو غرق در کنکورای آزمایشی و بعضا کلاسای آمادگی کنکور ارشد میکنند.چراییش واضحه...کار نیست!
نسل ما را باید بخشید ،نسل ما خیلی دلش میخواهد نفهم باقی می ماند.خیلی دلم میخواست هیچ چیز نمی دیدم و چشمام بسته بود اما حیف که راه گریزی نمی بینم و واقعایت رو باید گفت و شنید هرچقدر هم که طعم شیرین دهانمان را به تلخی طعم آن بادام تلخ شب یلدا ببرد ...