به بهانه بیست مهرماه بزرگداشت حضرت حافظ
اهل موسیقی سنتی که باشی ، خوره موسیقی سنتی که باشی هر
موسیقی رو دیگه نمیتونی گوش بدی ، سخت گیر میشی حتی در انتخاب موسیقی های دیگه اعم
از پاپ و کلاسیک و حتی انتخاب رپ ...درسته هیچ قیاسی نمیشه کرد اما عموما آدمایی
که دیدم و اهل موسیقی سنتی بودند در انتخاب وع موسیقی ای که گوش میدن سخت گیرتر
بودن و هر موسیقی رو گوش نمیدن...در هر حال امروز روز بزرگداشت حافظ هست و برای منی
که به حضرت حافظ خیلی ارادت دارم خالی از لطف نبود که یکی از اشعارش رو که در واقع
با صدای استاد بزرگ موسیقی شجریان و نوای پیانوی استاد معروفی و آهنگسازی مرحوم
استاد پرویز مشکاتیان رو اینجا بنویسم ...
دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی
جامهای بود که بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود میدانست
و آتش چهره بدین کار برافروخته بود
گر چه میگفت که زارت بکشم میدیدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود
کفر زلفش ره دین میزد و آن سنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت
الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود
حافظ