گر تن بدهى ... دل ندهى ... کار خراب است
چون خوردن نوشابه...که در جام شراب است
گر دل بدهى ... تن ندهى ... باز خراب است
اين بار نه جام است و نه نوشابه ... سراب است
اينجا به تو از عشق و وفا ... هيچ نگويند
چون دغدغه ى مردم اين شهر ... حجاب است
تن را بدهى ... دل ندهى ... فرق ندارد
يک آيه بخوانند ... گناه تو ... ثواب است
ای کاش ... که دلقک شده بودم ... نه كه شاعر
در کشور من ارزش انسان به نقاب است
فریدون فرخزاد