یه وقتایی میشه سرت اینقدر شلوغ میشه به چیزای غیر مهم که مسایل مهم زندگیت در حاشیه قرار می گیرن..درگیر حاشیه شدن شاید یکی از بدترین اتفاقاتی باشه که تو زندگی شخصی یه آدم بیوفته چون تمرکزت رو کلا بهم میریزه و باعث میشه یه چیزایی برات مهم باشن که اصلا در آینده تو هیچ اثری ندارند غافل از این که اون مسایلی که در ایندت موثرن رو به دست فراموشی سپردی ...یه وقتایی یهو با یه اتفاق از خواب بیدار میشی انگار..یهو یه اتفاق کوچیک حتی شاید تلفن یک دوست قدیمی باعث بشه تو از خواب بیدار بشی و به زندگی عادیت برگردی...این باعث میشه حتی به حلقه دوستای قدیمیت هم برگردی ویه جورایی انگار این اتفاق نه چندان کوچیک شادی رو برات به ارمغان بیاره...گاهی لازمه بیشتر به آیندت فکر کنی و  خاطرات خوب گذشتت رو حفظ کنی وبداش رو هم به دست فراموشی بسپری و با یه روحیه خیلی عالی و خوب بازم به زندگی خوبت برگردی...آره...گاهی لازمه یه اتفاق بیوفته تا از خواب بیدار بشی و بفهمی کجا وایسادی و یه قدم از اون جایی که هستی فاصله بگیری و باز در جاده اصلی زندگیت بیوفته و فرعی ها رو پشت سر بذاری ...