گاهی لازمه دور خودت رو یه حصار بکشی و به هیچکس اجازه ندی وارد اون حصار بشه تا ببینی که اولین نفری که برای شکستن این حصار تلاش می کنه و تمام سختیش رو به جون میخره تا تو رو از اون حصار بیرون بیاره کی هست...گاهی باید به آدمای اطرافت فرصت بدی...فرصت بدی برای فکر کردن برای دلتنگ شدن...گاهی حضور دایم باعث میشه کسی دلتنگت نشه ، بهت عادت کنند ..گاهی باید نبود تا وقتی که نبودنت حس بشه...تا وقتی که یکی برای بیرون آوردنت تلاش کنه...تا وقتی که حضور دایمت عادت نشده برای بقیه موندن جایز هست اما وقتی که بهت عادت کردند باید نبود تا لذت حضورت هم از بین نره...گاهی باید لذت حضورت رو از بقیه بگیری تا شاید عادت جایگزین لذت نشه...گاهی لازمه دور باشی تا ارزش نزدیک بودنت به بعضی آدما رو زیر سوال نبری ...