گاهی لازمه بدون این که حرفی بزنی چیزی بگی اعتراضی کنی ، در سکوت کامل با و بندیلت رو ببندی و کوله بار خاطره هات رو برداری بریزیشون تو یه چمدون و با یه بطری پر شده از اشک و آه خودت با پای خودت از زندگی بعضی آدما بری بیرون...نه قیلی ونه قالی...فقط باید بذاری بری قبل از اون که بخواد از تو اجری ضایع بشه یا قبل از اون که بخواد از احترام و عزتت کم بشه...فقط باید همه چیز رو جمع کنی و بذاری بری...گاهی لازمه دیگه حتی پشت سرت رو هم نگاه نکنی و حتی ردی از خودت جانذاری تا کسی بخواد دنبالت بیاد..لازمه سرت رو بندازی زیر در سکوت کامل حتی شده شبانه فرار کنی..اسمش رو هر چی میخوای بذاری..هجرت...فرار...هرچی...فقط باید گذاشت و رفت...