ماهی در آب گریه می کند و کسی اشک هایش را نمی بیند ... ماهی حافظه اش 3 ثانیه است و چیزی در یادش نمی ماند...آدمی اشک می ریزد اما همه اشک هایش را در چشمان گریه آلودش به قضاوت می نشینند ... آدمی حافظه اش همیشه به همراهش هست و یاریش می کند اما باز هم گاهیی از ته دل آرزو می کند که ای کاش حافظه ام تعطیل می شد و حافظه ماهی از ان من بود ...
گاه آدم با تمام وجود دوست دارد ماهی شود ...دوست دارد آن ماهی ای شود که در آب گریه می کند و کسی اشک هایش را نمی بیند و قضاوتش نمی کند ... گاه آدمی دوست دارد فقط 3 ثانیه حافظه اش یاریش کند ...
+ نوشته شده در شنبه دوم دی ۱۳۹۱ ساعت 20:18 توسط نوت نویس
|