احساس یعنی این که تو حداقل یک بیت از حافظ رو از حفظ باشی...یعنی تا به حال کتابی دستت گرفته باشی و اونقدر غرق درش شده باشی که حتی وقتی یکی زد رو شونت تازه بفهمی که کجا هستی و از دنیای خودت بیای بیرون...احساس یعنی زیر بارون بری ولی با خودت چتر نبری...یعنی یه دفتر خاطره داشته باشی که توش پر از خاطره هست و هنوزم جرات نداری بری برگ بزنیش...احساس یعنی دوست داشتن همه آدمایی که تو زندگیت نقش دارن و بی دلیل عشق ورزیدن به آدما ... احساس یعنی این که وقتی که کودکی رو توی اتوبوس میبینی براش لبخند بزنی واگر شکلاتی تو کیفت داری بهش بدی...احساس یعنی زندگی کردن ولی عادت نکردن به زندگی...یعنی روزایی متفاوت از هم...احساس یعنی تو دلت کلی آدم باشن که از ته دلت دوسشون داری و براشون آرزوهایی خوب داری...