توهم شاعر بودن شاعرای نوظهور امروزی
این روزایی که فیسبوک میرم بیشتر مشغول خوندن پروفایل
خیلی از شاعران نوظهور و نویسنده های نوظهوری هستم که بعضا تو این مدت خیلی هم
بعضیشون نامشون مشهور شده و همه دیگه میشناسنشون ...راستش به بعضیشون حتی مسج میدم
جنبشون رو بسنجم و ببینم چطور با مخاطباشون برخورد میکنند ...بگذریم از این که
بعضیشون حتی جواب مسج کسی رو هم نمیدن اما بعضیشون هم وقتی جوابت رو میدن آدم حس
میکنه که بعضیشون خیال این رو در سرشون می پرورونند که "احمدشاملو: یا
"فروغ فرخزاد" یا حتی "سهراب سپهری" و باقی شعرای مشابه عصر
معاصر هستند..اینقدر مدعی هستند و اینقدر به خودشون افتخار میکنند که فکر میکنند
داشتن یک پیج با کلی مخاطب که عددش چندان کم هم نیست یعنی مشهور بودن...مرز بین
فضای مجازی و واقعی این روزها درست هست کم شده ...درسته که خیلی از این مطالبی که
لایکش هم بالا هست مقبول واقع شده ولی هیچ کدوم دلیل بر غرور کاذب و این وضعیتی که
هست نیست...راستش فکر میکنم که اگر احمد شاملوهای قرن یا فروغ فرخزادها هم فیسبوکی
بودن آیا همین طور بودن ؟ یعنی اینقدر داشتن ذوق هنری و نوشتن و علاقمند بودن به
این حوزه غروربرانگیز هست ؟ تا اونجا که میدونم منم دفتری دارم از شعرهایی که هیچ
وقت جایی منتشرشون نه کردم و نه منتشر میکنم ...اما امان از این غرور و اعتماد
بنفس کاذبی که این فضای مجازی داره به بعضی از آدم های دور و برمون که شاید تا
همین دیروز هم هیچکس نمیشناختشون ولی الان به لطف لابی گری و دوستی هایی که داشتن
پیجشون معرفی شده و لایک شده معیار مقبول واقع شدنشون و افاده هایی که داره میره
که سر به فلک بکشه...اینا رو وقتی که درگیر پیج ریزنویس که ریزنوشت های خودم هست
بیشتر هم درک کردم...امیدوارم که کسی بر من خرده نگیره این نحو حرف زدن رو ...ولی
واقعیت هایی بود که به نظرم رسید بگم...