شعری از خودم
برایت می نوشتم ،تابدانی ، تا بخوانی
تا بیایی تا همیشه در کنار من بمانی
برایت می نوشتم تا بدانی
قلب من لرزان به راهت
چشم من هر آن به ساعت
دست من پشت و پناهت
در میان لحظه هایم لیک گم گشتی تو راحت
کاش پیدا می شدی اما به غایت
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0:36 توسط نوت نویس
|