همون روزی که دنیای آدما دنیای مجازی شد باید قید خیلی چیزا رو همزمان باهاش بزنند..مجازی بودنت رو نباید باور کنی..همیشه باید در این فضا جانب احتیاط را رعایت کرد.مگر غیر از این است که در این فضا احساسات را نمی شود منتقل کرد؟ غیر از این هست که با دوستت حرف میزنی در حالی که داری از بغض احساس خفگی می کنی و با چند اسمایلی خودت را شادترین آدم روی زمین نشان می دهی؟ یا به عکس از شادی میخواهی بال دربیاوری اما جوری نمایش می دهی با حرف هایت که غمگین ترین نشان می دهی؟ دنیایی که واقعی نباشد اسمش می شود مجازی.می شود فانتزی ، خیال ، رویا.راستش مرز باریکی هست میان دنیای مجازی و واقعی که باید سعی کرد آن مرز را باور کرد ، باید دانست که اگر احتیاط نکنی ، اگر جدیش بگیری ، اگر بخواهی درگیر آدم هایش بشوی زیاد باخته ای.همانقدر می بازی که از آدم های دنیای واقعیت شاید باختی.پای در این فضا که گذاشتی و باور کردی که این دنیا ، دنیای واقعی تو نیست ، محتاط تر که برخوردی کردی ، دیگر هر اتفاقی درونش افتاد ، ناراحت نمی شوی ، میگذاریش به پای مجازی بودنش.دنیای بعضی آدما ها این روزها عجیب مجازی شده است و من نگران می شوم هر لحظه که چه اتفاقی در انتظار نسل آینده است...