زندونی حسین زمان ...
آهنگ رندوم پلی میشه و این بار زندونی حسین زمان پلی میشه...عصر جمعه ای بد دلم گرفته ...
کجایی که تنهایی و بی کسی، با من آشنا کرده حس غمو
ببین داغ دوری از آغوش تو، به زانو درآورده احساسموهمه فکر و ذکرم شدی و هنوز، داره آب میشه
دلم پای تو
ببین قفل لبهای من وا شده، منو قصه گو کرده چشمهای تو
خیالم رو از عمق دلواپسی، تا رویای
بوسیدنت می برم
سکوت شبو گریه پر می کنه، شبهایی که از خواب تو می پرم
نشد قسمتم باشی و پیش تو، به لبخند هر
روزت عادت کنم
منو محو چشمهای مستت کنی، تو رو مثل کعبه عبادت کنم
من این کنج زندون ماتم زده، تو بیرون از
این جا تو رویای من
من این گوشه جای تو غم می خورم، تو بیرون از این میله ها
جای من
دارم تو هوای تو پر می زنم، داری غصه
هامو نفس می کشی
به یادت رها می شم از این قفس، تو از غصه من قفس می کشی
از این شهر خاکستری دلخورم، از این بغض
پیچیده تو لحظه هام
تو این روزهای پر از بی کسی، تو تنها، تنها تو موندی برام
نباید چشمامون از عشق تر بشه، به خشکی
این شهر بر می خوره
هنوزم یکی توی پس کوچه ها، داره عاشقی ها رو سر می بره
کجایی که تنهایی و بی کسی، با من آشنا
کرده حس غمو
ببین داغ دوری از آغوش تو، به زانو درآورده احساسمو
همه فکر و ذکرم شدی و هنوز، داره آب میشه
دلم پای تو
ببین قفل لبهای من وا شده، منو قصه گو کرده چشمهای تو
خیالم رو از عمق دلواپسی، تا رویای
بوسیدنت می برم
سکوت شبو گریه پر می کنه، شبهایی که از خواب تو می پرم
نشد قسمتم باشی و پیش تو، به لبخند هر
روزت عادت کنم
منو محو چشمهای مستت کنی، تو رو مثل کعبه عبادت کنم