داشتم فکر میکردم که توی این دنیای دور و برم تعداد اون آدمایی که من رو دوست دارن وناراحتی من از ته دل ناراحتشون میکنه چقدر یشتر از اون آدمایی هست که ناراحتی من براشون یه جور بی تفاوت هست.براشون مهم نیست.همین که آدمایی رو دارم تو زندگیم که براشون مهم هستم دوسم دارن حاضرن برای خوشحالیم هرکاری کنن ، نمیذارن دلم نا آروم بشه شاید دلیل کافی برای جنگیدن با هرگونه شرایط سخت باشه.گاهی آدم به خاطر همین ادما هم که شده به خودش اجازه نمیده از حدی بیشتر به خودش و زندگی سخت بگیره...گاهی انرژی این ادما اینقدر روت موثر هست که بخوای هم نمیتونی بی انرژی باشی..اما چیزی که هست خیلی وقتا آدم دقیقا همون آدمای بی تفاوت رو بیشتر انگار می بینه.انگار مازوخیسم داشته باشه آدمی دلش میخواد که اونا رو مهم تر برای خودش جلوه بده.اما بعضی وقتا یه تلنگر کافی هست یهویی به خودت بیای و ببینی که چقدر آدم تو زندگیم هستن که واقعا دوسم دارن و زندگی من براشون مهم هست ...گاهی ادم بد غافل میشه از دوس داشتنی های زندگیش...بدم غافل میشه...اینقدر انرژی منفی میفرسته که چشم باز میکنه و خودش رو تو یه دنیای مزخرف میبینه که خودش ساختتش...از آدمایی که تو زندگی دوسمون دارن غافل نشیم که تعدادشون واقعا کم هم نیست...