دل گرفتن هم جزیی از زندگی هست
آدمی هست دیگه.دلش می گیره...گیر میده به تموم اون خاطرات
تلخ و شیرینی که از آدمای زندگیش داره ...چه اونایی که هستن و چه اونایی که نیستن
دیگه.یه جور اینقدر غرقشون میشه که نه میتونه فکر کنه و نه میتونه از مرورشون دست
برداره.گاهی هم نم اشکی به چشمش میشینه و با مخلوطی از اشک و لبخند خودش هم
نمیفهمه چش هست...دلش هوای اونایی رو داره که به هر دلیلی یا پیشش نیستن یا
نمیتونن باشن ... ادمی هست دیگه ، وقتی دلش می گیره انگار قدرت فکر ازش گرفته میشه
، نمیتونه هیچ کاری کنه ، این موقعاست که دوست دارم ماهی باشم با تمام وجود ،
حافظم کوتاه مدت ترین حافظه باشه تا دیگه به یاد نیارم...یادآوری نکنم مثل ماهی
اگه نم اشکی هم به چشمم اومد کسی نبینه ...دل گرفتن هم جزیی از زندگی هست که اگه
نباشه معنی زندگی کامل نمیشه...باید باهاش کنار اومد...
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ ساعت 21:47 توسط نوت نویس
|