من نویسنده نیستم !
با این که گه گاه خط خطی هایی می کنم، با این که دفتری دارم که پر از شعرگونه هایی هست که هیچ وقت جرات و جسارت نشر دادنشون در جایی رو در خودم نیافتم ، و با این که میدونم نوشتن تجربه هست و باید اونقدر نوشت تا بالاخره به یه سبک اونم سبکی منحصر به خودت رسید اما هیچ وقت نمیتونم به خودم اجازه بدم از لغت "نویسنده" یا "شاعر" برای خودم استفاده کنم..اما برای آدمایی که می نویسن یا بعضا خط خطی هایی میکنن احترام قایل هستم ...برای افرادی که سعیشون بالا بردن سطح فرهنگ جامعه هست...یکی مثل من عاشق نقاشی ، موسیقی و نوشتن هستم...برای آدمای هنرمند احترام زیادی قایل هستم...دنیای هنر رو خیلی دوست دارم.یه جورایی عاشق هنر هستم.درسته.رشته تحصیلیم فنی مهندسی بود و برای کسی که رشته برق میخونه مسلما دور نموندن از دنیای هنر یه کم سخت به نظر میاد...اما همین نقاشی کردن ها ، همین نوشتن ها و خط خطی ها ، همین شعرگونه های دفترم ، همین که موسیقی رو دنبال میکنم برام تا همین حد اکتفا کرده تا به الانش...اما راستش تمام اینا رو گفتم که بگم من هیچ ادعایی در نوشتن و این مقوله ندارم..منم مثل عوام الناسی که بعضا نوشته هاشون رو در همین فضای مجازی در وبلاگ ها دنبال میکنم گه گاه یه چیزایی برای دل خودم می نویسم.اونم تو وبلاگ شخصیم یا ریزنویس ...همین ...