بعد از گذشت سه چهار روز که دوستی یک بی احترامی به من کرده بود و مسجم رو بی جواب گذاشته بود، جواب مسج من رو داد و از من بابت این که نبود عذرخواهی کرده بود و گفته بود که نبوده و از این طور حرف ها...نمیدونم، شاید هم سوتفاهمی از جانب من بود و من نباید سخت بگیرم...به من گفت ممنون که فراموش میکنی اما در جواب گفتم در واقع فراموش نمی کنم بلکه گذر می کنم، راستش بعضی اشتباهات و بعضی کارا هستن تو ذهن آدمی می مونن، نمیتونم به خودم اجازه بدم که فراموش کنم و به راحتی بگم خب اتفاقی بود و تموم شد  ورفت ، اینطور احساس میکنم احترام به خودم که رکن اصلی زندگی باید باشه رو زیر سوال بردم و خودم رونادیده گرفتم و شاید حتی به احساسم و نگرانیایی که لحظاتم رو سوزوندن بی توجهی کردم.این هست که به خودم گفتم حواست باشه دختر فراموش نکن...اما نمیخوام یه آدم بی اعتماد وپر از ناراحتی باشم ، واسه همینم سعی می کنم تو رفتارای بعدیم نهایت دقت و ظرافت رو داشته باشم و به خودمم بیشتر تووجه کنم...همین