کسی که نوشتن میداند همه جا کاغذ و قلمش به همراهش است، وقت نوشتنش که برسد بی قرار می شود گویی گمشده ای داشته باشد.وقتی که قد احساساتش از سقف آسمان اتاقش بالا زد دیگر تاب نشستن ندارد،باید شروع به نوشتن کند تا دلش آرام گیرد...درک احساس یک نویسنده راحت نیست...کسی که شعر می گوید تمام اشعار عاشقانه اش مخاطب خاصی ندارد ...عاشقانه هایش گاه آنقدر بی نام است که انگار سال های سال عاشق بوده باشد یا در رویای عشق به سر برده باشد...