آدمیست دیگر...دلش لحظات خاصی را میخواهد که دیگر وجود ندارد.آن لحظاتی که حتی شاید غمگین بودند ولی آخر همه غم هایش یک شادی زایدالوصفی بود...وقتی می شود که آدمی دلش در پی آن زمان هایی میگردد که حتی شاید روزمرگی سایه ای بر زندگیش داشت...روزهایی که خودش هم نمیداند چطور گذشت، چطور تمام شد و الان چطور به دنبالشان میگردد...گاه دلت در پی چیزی میگردد که نیست و گاه خودت هم نمیدانی واقعا از این لحظات مرده ای که نبش قبرشان میکنی به راستی چه میخواهی ..