حس منفی من به بعضی از آدم ها
یهویی
نسبت به یکی حست منفی میشه...یکی که تا قبلش باهاش مشکلی نداشتی در ظاهر ولی در
باطن همش وقتی تفاوت ها رو می دیدی ورفتاراش در قبال خودت می دیدی خوشت نمیومد ولی
حرمت انسانیت نگه میداشتی وحرفی نمی زدی...همینجوری پیش میری و هیچ احساسی نداری
تا جایی که یهو با یک اتفاق کاملا بی ربط تصمیم میگیری از دایره زندگیت حذفش
کنی...تو اون مدتی که حرفی نزدی و گذاشتی روند تحمل کردنت بره جلو هیچ حس منفی درت
ایجاد نمیشد..فقط انگار میبینی وهر بار به صبوری خودت کارت آفرین صدآفرین
میدی...ولی کم کم انگار از مرکز دایره در جهت شعاع دایره داری دورش میکنی تا جایی
که دیگه کاملا از دایره زندگیت خارجش میکنی...ولی همین که حذفش کردی یهو دیگه حس
منفیت بیشترم میشه و فکرش رو که می کنی انگار از اولش هم هیچ نکته مثبتی نبود و تو
هشت و حیرون میگی پس اصلا این آدم چطور وارد دایره زندگی من شد...