جغد درون من
از اون وقتایی که آخر شب میشه و وقت خواب ولی تو مثل جغد بیدار هستی وخواب به چشمت نمیاد...نه که تو طول روز خوابیده باشی و الان خوابت نبره !نه...ولی بیداری و اینقدر غرق فکرای متفاوت هستی که خودت هم نمیدونی دقیقا علت این بی خوابیت از چی میتونه باشه...ولی تنها کاری که از دستت بر میاد شاید گرفتن یه کتاب دستت باشه و شروع به خوندنش کردن تا وقتی که خواب بیاد به چشمت...ولی همین که شروع می کنی کتابو بخونی بازم حوصلت سر میره...موبایلت رو کنارت میاری و موزیک گوش میدی...اینقدر فکر میکنی به چیزای مختلف تا بالاخره یه جوری خوابت ببره ولی صب روز بعد که از خواب پامیشی انگار سال ها بوه نخوابیدی و تنه کوفته شده ...
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 1:53 توسط نوت نویس
|