طعم زندگی
زندگی رو به چند قسمت تبدیل کردم.میتونم بگم طعمش در هر کدوم از قسمت ها شبیه به یکی مدل نوشیدنی بود...گاهی اونقدر تلخ که انگار دارم یه قهوه تلخ تلخ رو بدون ذره ای شکر مینوشم ، یه وقتایی اونقدر شیرین که انگار دارم یه شربت تگری خنک رو با شکر فراوون میخورم...اما این وسط لحظاتی بودن که طعم متعادلی داشتند و هیچ وقت من ازشون نتونستم نوشیدنی خاصی رو بکشم بیرون...یه وقتایی طعمش میشه طعم شربت آلبالو یه وقتای طعمش شبیه چایی میشه و یه وقتایی عرق نعناع طور و تند و گاهیم شبیه به یه نوشیدنی مخلوط از همه طعم ها...به هر حال هر جوری هست زندگی رو با همه طعماش باید قبول کرد...شاید لازم باشه همه نوشیدنی ها رو یه دور تست کرد تا قدر طعم های دلخواه رو بیشتر دونست...
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 19:40 توسط نوت نویس
|