شروع دوباره آیا ؟
و باز هم بعد از مدتی ننوشتن امشب باز هم حال و هوای نوشتن به سرم زد...نمیدونم شاید یکی از علتاش بارون وسط مردادماه وسط گرمای بالای 40 درجه باشه...شایدم علتش این باشه که باز یه جور آرامشی دارم که دوست دارم با نوشتن بیشترش کنم ویه کم خودم رو تخلیه کنم...به هر حال باز هوای نوشتن به سرم زد و خواستم چند خطی وبلاگ نویسی کنم بلکه از نوشتن باز نمونم...چیزی که برام جالب هست اینه که به این نتیجه رسیدم که گاهی آدم باید از همه علایقش برای مدتی دوری کنه و برای منی که موسیقی و نقاشی و نوشتن رو خیلی دوست دارم شاید دور شدن از نوشتن یه کم لازم بود...گاهی باید دور موند تا وقتی برگشتی با علاقه بیشتر و با انگیزه بیشتری باز شروع کنی نه که بخوای بی میل ادامه بدی و همه چیز رو خراب کنی...گاهی دور شدن تنها راهی هست که میشه فهمید چقدر به علایقت نزدیک هستی و بهشون نیاز داری بی اون که خودت با خبر باشی..آدمی یه وقتایی نیاز داره حتی غمگین باشه ، شاید هم دلش بگیره ، شاید بره تو تنهایی خودش تو غارش خودش رو قایم کنه و از اون جا همه رو یواشکی نگاه کنه و فقط یه نظاره گر بشه تا بتونه بی اون که صداهای مزاحم بخوان سکوت افکار بلندش رو بهم بزنن فکر کنه و بهترین تصمیم رو بگیره...این همه نوشتم که بگم باز هم تصمیم دارم بنویسم ولی هنوز هم اونقدر تو فاز نوشتن نرفتم ولی مطمئنم که باز هم مینویسم، شاید کمتر ولی روزی باز هم فعالتر خواهم شد ...
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:8 توسط نوت نویس
|